آرزو دارم ![]()
آرزو دارم بدانی بی تو من تنها ترینم
آرزو دارم بدانی بی تو من خاک زمینم
آرزو دارم که یک دم، روی ماهت را ببینم
آرزو دارم برای دیدن رویت بمیرم
تقدیم به بهترینم ![]()
سال نو مبارک
امیدوارم همه شما عزیزان سال خوبی رو آغاز کنید
موفق باشید ...
لب یار ![]()
گر چه از هر دو جهان هیچ نشد حاصل ما
غم نباشد چو بود مهر تو اندر دل ما
حاصل عشق و صفا جمله ز عکس رخ توست
پس همین بس که همه عشق و صفا حاصل ما
جمله اسرار نهان است درون لب یار
لب گشا پرده بر انداز از این مشکل ما
یا بکش یا برهان زین قفس تنگ مرا
یا برون ساز ز دل این هوس خام مرا
تقدیم با عشق ![]()
عشق من ![]()
عشق من
بی تو کویرم
یار من
بی تو اسیرم
در دیار پوچ و فانی
من به عشق تو می میرم
ای تو تنها یاور من
هستی و بال و پر من
آرزو دارم که باشی
تا ابد تاج سر من
تقدیم به عشقم ![]()
می نویسم من دوباره
با دلی خسته و پاره
با چشای خیس از اشک
با کسی که غم گساره
می نویسم از درونم
از برای مهربونم
از صدای سرخ قلبم
که میگه باهات میمونم
ولی ای کاش که می تونیست
درک کنه این همه عشق و
بدونه براش میمیرم
بدونه بی اون اسیرم
اسیر عشقی که شاید
بی وجودش من بمیرم ...
ای خدا ؟؟؟ خودت کمک کن
تا که اون بدونه که من
چه قدر عاشقش هستم
برای یه لحظه بودن
دل دنیا رو شکستم !!!
دل مادر، پدرم را ...
دل دوست و دشمنم را
که شاید، شاید بتونم
دلشو بدست بیارم
ولی افسوس ای خدایا ...
بازم اون این و نفهمید !!!
که چه قدر عاشقش بودم
شب و روز براش سرودم
برای بودن با اون
از درونم شعر سرودم
دیگه من حرفی ندارم
چون که قلب اون شده سنگ
ولی می خوام که بدونه
دل من همیشه هست تنگ
تقدیم به تموم عاشقائی که به عشقشون نرسیدن
بهتر بگم: معشوقشون، معنی عشق رو درک نکرده، و ... رفته، برای همیشه !!!
می روم، خسته و افسرده و زار
سوی منزلگه ویرانه خویش،
به خدا میبرم از شهر شما
دل شوریده و ویرانه خویش
میبرم تا که در آن نقطه دور
شستشویش دهم از رنگ گناه
شستشویش دهم از لکه عشق
زین همه خواهش بیجا و تباه
میبرم، تا ز تو، دورش سازم
ز تو ای جلوه امید محال
میبرم زنده به گورش سازم
تا از این پس نکنند، یاد وصال
ناله میلرزد، می رقصد اشک
آه بگزار، که بگریزم من
از تو ای، چشمه جوشان گناه،
شاید آن به
که بپرهیزم من،
به خدا غنچه شادی بودم
دست عشق آمد و از شاخم چید
شعله آه شدم !!!
صد افسوس ... !!!
پنج وارونه چه معنا دارد ؟
خواهر كوچكم اين را پرسيد ؟
من به او خنديدم ...
كمی آزرده و حيرت زده گفت :
روی ديوار و درختان ديدم !
بازهم خنديدم ...
گفت: ديروز خودم ديدم ، مهران پسر همسايه ، پنج وارونه به مينو می داد !
آنقدر خنده برم داشت كه طفلك ترسيد !!!
بغلش كردم و بوسيدم و با خود گفتم :
بعدها وقتی غم ... سقف كوتاه دلت را خم كرد ،
بی گمان می فهمی ... پنج وارونه چه معنا دارد ... !!!
صدایت میکنم باران،
نگاهت میکنم ای عشق،
و امشب شور دلتنگی،
هوای خانه دل شد،
عجب دل را !
ببین ما را چه حاصل شد،
و عشق آمد ...
از اول بی صدا آرام و آهسته،
به نرمی آمد و با عشق یکدل شد،
از آن پس حاکم محض خلایق شد،
و ما را باز سکوت شرم حاصل شد،
ندایش ضربه دل شد،
و آثارش درون چهره ظاهر شد،
و او ، کم کم ، ندای عاشقی سر داد و آخر لیک منکر شد !
مرا با عاشقی عهدی نبوده است ... که این را عشق ممکن کرد و حاصل شد
عجب دل را !
ببین یک لحظه غافل ماند ... ولی یک عمر عاشق شد ...
تو را با غیر می بینم، صدایم در نمی آید !
دلم می سوزد و کاری، زدستم بر نمی آید !
دلم مجنون رویت بود اما، دلت این را نمی فهمید !
دلم دیوانه ات بود و دلت این را نمی فهمید !
غم از دست دادن بود، که من را پیر و زارم کرد !
غم دوری یارم بود، که بی هیچ، رهایم کرد !
فقان ای روزگار، آخر چرا این شد ؟!
چرا یارم برفت، با من چرا این شد ؟!
روزگاری عاشق دريا شدم
عاشق يک رنگی و نجوا شدم
عاشق عشقی که با من يار بود
عاشقم بود و دلم غم خوار بود
روزگاران می گذشت و من همان طور عاشقش
عاشق عشقی که بودم قایقش
ناگهان طوفان عشقش ساز شد
قلب من از غصه ها سر باز شد
کشتی عشقم ز ساحل دور گشت
موج خوشبختی درونم کور گشت
ساعقه آمد به قلب من فرود
هرچه در قلب داشتم، او برده بود
دل دگر عاشق نخواهد شد خدا !!!
این دلم از دست رفته، نابود گشته ای خدا !!!
خوشا خون خوردن از پیمانه دل
پریشان گشتن از افسانه دل
خوشا هستی به پای می نهادن
به گنج عزلت، همخانه ماندن
خوشا رسوا کند ما را به مستی
طپیدن های مشتاقانه دل،
خوشا نور خدا دیدن به هستی
درون خانه ویرانه دل
خوشا زنجیر آغوشی که باشد
دلم دیوانه، من دیوانه دل
چشم به راهم ای خدا، دیگر توان شعر گفتن هم ندارم !!!
من دگر بی گانه ام، دیگر توان هیچ کاری را ندارم !!!
خسته و افسرده و بی همزابنم ... ای خدا !!!
ای خدا قلبم شکسته ... از همه گشته جدا ...
در دیار عاشقان عشقم یکی بود، ولی ...
عشق من عاشق نبود ... جام تهی بود ای خدا !!!
باز هم آمد به یادم ... روزهای عاشقی
روزهائی که بودم در فراقش، ای خدا !!!
ای خدا تاب و توان ده تا کنم یادش تحمل
تا که با عشق خیالی شاد باشم، ای خدا !!!
دوستت دارم ![]()
( Sorodehaye_Man1367@YahOo.Com )
چشم به راه قاصدک، تا صبح نشینم
تا که شاید، خبری از او ببینم
قاصدک آمد ولی با قلبی خسته
چون که می دانست دلم از غم شکسته !
قاصدک آمد و گفت: یارم دگر نیست !
یار من عاشق شده، در قلب من نیست !
ناگهان قلبم شکست، از گفته او ...
آرزوها داشتم، من با دل او ...
حال دیگر مرده آن عشق خدائی ...
چون که دیگر نیست در قلبم صدائی !!!
چون که دیگر نیست در قلبم ندائی !!!
چون که دیگر ... هیچ !!!
( Sorodehaye_Man1367@YahOo.Com )
دوستت دارم ![]()
طرح چشمان قشنگت، در اتاقم نقش بسته
شعر می گويم به يادت، در قفس، غمگين و خسته
من چه تنها و غريبم، بی تو در دريای هستی
ساحلم شو، غرق عشقم، بی تو در شبهای مستی
پس بیا با من سفر کن، ای که همراهم تو هستی
حدیث عشق می خواهی، بیا افسانه اش با من!
مدد از باده می جوئی، بیا می خانه اش با من!
زخاکستر نشینانت، ز خود بیگانه اش با من
پریشان کن سر زلف سیاهت، شانه اش با من
سیه زنجیر گیسو باز کن، دیوانگی با من
دلم سرگشته کوی تو شد، چون شمع و پروانه
به جز نقش خیالت با دو عالم گشته بیگانه،
کنون با من بگو ای عاشق رعنای دردانه،
که می گویند، که می، نتوان زدن بی جام و پیمانه؟!
شراب از لعل گلگونت بده، پیمانه اش با من
تو ای سرو بلند، کز قامتت خیزد قیامت ها،
روان تازه ای بخشی صنم، زآن لعل شیرینت
چنان حسن و کمالی حیف باشد از این دل های بی سامان
مگر نشنیده ای گنجینه در ویرانه دارد جا؟!
عیان کن گنج حسنت ای پری، ویرانه اش با من !!!
سلام به همه عزیزان دلم ... ![]()
من یه چند روزی نمی تونم آپ کنم ... برای اینکه برای عروسی اومديم شیراز،
ولی دلیل آپ نکردنم این نیست ... دلیلش اینه که نزدیک یزد، تصادف كرديم !!!
ساعت ۱۰:۳۰ شب ... ۳۰ كيلومتر مونده به يزد ... سرعت ۱۶۰ كيلومتر، بابام
پشت فرمون لالا میکنه !!! بعد ماشين ميره تو شونه خاكي سمت راست ...
بعدش بابا یه هو از خواب میپره فرمونو مي پيچونه و
تو همون سرعت ماشين سر و ته ميشه !!!
لاستيك ميتركه، ماشين ميره تو گاردريلاي سمت مخالف ...
در نتيجه ماشين له له ميشه و فاتحه مسافرت تا حدودي خونده ميشه ...
اين بود مختصري از مسافرت زيباي عيد امسال ما ... !!!
سال خوشي رو براي همه شما آرزومندم ![]()
راستي ... تولدم مبارك ![]()
۰۱/۰۱/۱۳۶۷ ![]()